من را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید!

جامعه شناس کیست؟

  • 0:27

جامعه‌شناس کسی است که در دانش جامعه‌شناسی تخصص دارد و عهده‌دارِ درک و تفسیرِ یک، دو، یا چند شاخه از این دانش است؛ کسی که انسان‌ها و مردم و کنش‌های انسانی را در سطح بالایی درک کند. جامعه‌شناس فردی است که با به‌کارگیری روش‌های کمی و کیفی، علاوه بر درک یک یا چند شاخه از دانش جامعه‌شناسی به بررسی مسائل، انحرافات و ساختار اجتماعی بپردازد. یک جامعه‌شناس باید قدرت پژوهشگری، نقد و اصلاح قوانین اجتماعی را داشته باشد تحقیق میدانی و قدرت تجزیه و تحلیل از ویژگی‌های خاص یک جامعه‌شناس است. یک جامعه‌شناس باید در بین مردم حضور داشته باشد و ارزش‌ها و هنجار و دغدغه آن‌ها حمایت نمایید.

الکسی دو توکویل کیست؟

  • 12:4

الکسی دو توکویل، زاده 29 جولای 1805 و درگذشته ی 16 آپریل 1859، متفکر، تاریخ دان، حقوق دان، فیلسوف و سیاست مدار برجسته ی فرانسوی و یکی از موسسین جامعه شناسی و علم سیاست امروزی بود.توکویل تحصیلات متوسطه ی خود را در کالج شهر مس پی گرفت و همانجا به تدریج با فیلسوفان قرن هجدهم فرانسه آشنا شد. او در سال 1823 به مدرسه ی حقوق پاریس رفت. توکویل در سال 1831 به همراه دوستش گوستاو دو بومون با اجازه از وزیر کشور به مأموریتی در آمریکا رفت تا نحوه ی اداره ی زندان ها در آن کشور را بررسی کند. او در سال 1841 به عضویت فرهنگستان علوم اخلاقی و سیاسی درآمد. توکویل تا سال 1847 سفرهایی به الجزیره داشت و گزارش هایی درباره ی چشم انداز الجزیره به مجلس کشورش می داد.

فردیناند تونیس و مطبوعات

  • 0:19

مطبوعات از نظر تونیس به عنوان یک رکن تشکیل دهنده افکار عمومی مجموعا مثبت است. وی مطبوعات بزرگ را قابل مقایسه با ارتش و سازمان های اداری می داند.

به اعتقاد وی افکار عمومی مثل ارتش و بوروکراسی رابطه ای به وجود می آورد و آن نقش فراملی آن هاست.

مطبوعات با ساختن افکار عمومی جهان را برعهده دارد و در ایجاد گزل شافت نقش اصلی را به عهده دارد.

کتابهای عمده : اجتماع و جامعه (1887) ، رسم اجتماعی (1909) ، مطالعات و انتقادات جامعه شناسی (1925) ، مقدمه ای بر جامعه شناسی

فردیناند تونیس کیست؟

  • 0:14

تولد 1855 و درگذشته به سال 1936، جامعه شناس و فیلسوف آلمانی است. او نویسنده #اثر_جماعت و جامعه (گماینشافت و گزلشافت) است که هنگام نخستین انتشارش در سال 1887 با موفقیت چندانی روبرو نشد، بلکه تا سال 1912 زمان لازم بود تا موفقیتی به دست آورد. تونیس همچنین بین سال های 1909 تا 1933 رییس جامعه جامعه شناسی آلمان نیز بود، نهادی که گئورگ #زیمل و ماکس وبر نیز عضو آن بودند.

وی تحت تاثیر نظریات انسانی طبیعت و حقوق وضعی #هابز و اندیشه تحولات تاریخی مارکس دیدگاههای تازه ای در جامعه شناسی مطرح کرد.

وی ارتباط را محور شناخت و ارزیابی جوامع می داند و تفکیک پذیری وظایف را نه در سازمان و یا ساخت نهادی جوامع بلکه در روابط میان آنها جستجو می کند.

کانال ایتا

آشنایی با مفاهیم گزلشافت و گمینشافت فردیناند تونیس

  • 23:26

«اجتماع» و «جامعه» با هم تفاوت دارند...

اجتماع و جامعه Gemeeinschaft و Gesellschaft یا گمینشافت (اجتماع) و گزلشافت (جامعه) از ابداعات فردیناند تونیس جامعه شناس آلمانی است.

اجتماع (Community)

مفهومی ست که بر زندگى گروهى که در یک منطقه جغرافیائى مشترک، سکونتى نسبتاً با دوام دارند، اطلاق مى‌گردد.

تونیس، اجتماع را هم‌زیستى صمیمانه، خصوصى و انحصارى تعریف مى‌کند.

به‌عنوان نمونه مى‌توان از: اهالى یک روستا، همسایگان، گروه دوستان، گروه‌هاى خویشاوندی، شهر و خانواده نام برد.

اجتماع هنگامى وجود دارد که این سه ویژگى را داشته باشد.

۱. مجموعه خانوار که در یک فضاى جغرافیائى محدود متمرکز شده باشند.

۲. میان ساکنان این اجتماع به مقدار زیاد کنش متقابل وجود داشته باشد و رویاروى باشند.

۳. افراد آن، خود را عضو این اجتماع احساس کنند و عقیده داشته باشند که متعلق به یکدیگر هستند و این عقیده تنها مبتنى بر خویشاوندى نسبى نباشد.

بنابراین ذات اجتماع، احساس همبستگى مشترک و احساس عضویت و تعلق در گروه است.

جامعه (Society)

جامعه بزرگ‌ترین واحدى است که معمولاً مورد بررسى جامعه‌شناسان قرار دارد. جامعه با اجتماع متفاوت است و الزاماً در هر جا که مجموعه‌اى از نهادها وجود داشته باشد، جامعه پدید نمى‌آید و نیز جامعه خودبه‌خود از مجموع اجتماع حاصل نمى‌گردد.

تونیس در تفاوت جامعه و اجتماع دو ضابطه عمده را به‌کار مى‌برد:

نخست اینکه در اجتماعات، افراد به‌عنوان اشخاص کاملى شرکت مى‌کنند و مى‌توانند تمامى یا بیشتر مقاصد بى‌شمار خود را در داخل گروه برآورده سازند. حال آنکه در جوامع، افراد کاملاً در کارها شرکت ندارند؛ بلکه درصدد برآوردن هدف‌هاى خاص و معین مى‌‌باشند.

دوم اینکه یک اجتماع در اثر نوعى توافق احساس یا عاطفه افراد وحدت مى‌یابد. در صورتى‌‌که یک جامعه با توافق فکرى در مورد منافع به یگانگى مى‌رسند.

پس بطور کلی میتوان چند نمونه از تفاوت های میان جامعه و اجتماع را اینگونه بیان کرد:

1- جامعه شبکه ای از روابط اجتماعی است.

2- یک محدوده جغرافیایی مشخص برای جامعه ضروری نیست. به عبارتی می تواند جهانی و فراگیر باشد. در حالیکه یک محدوده جغرافیایی محدود برای تعریف اجتماع ضروری است.

3- عاطفه جمعی عنصری ضروری برای جامعه نیست. در حالیکه وجود عنصر عاطفه و احساس عنصری ضروری برای تعریف اجتماع است. به عبارتی اجتماع بدون این عنصر شکل نمی گیرد.

4- جامعه نسبت به اجتماع بزرگتر است. به عبارتی در یک جامعه می تواند اجتماعات بسیاری موجود باشد.

5- جامعه نسبت به اجتماع بیشتر حالت انتزاعی دارد. به عبارتی شبکه ای از روابط اجتماعی است که قابل مشاهده و لمس نیست. در حالیکه در مقایسه با آن اجتماع عینی تر است. اجتماع گروهی از افراد است که در حوزه مشخصی زندگی می کنند و ما می توانیم این گروه را مشاهده کرده و محل زندگی آنها را مشخص کنیم.

6- در یک اجتماع علاقه و اهداف مشترک ضروری است. افراد در یک اجتماع به این دلیل حضور می یابند که به یک هدف مشترک برسند.

7- جامعه در برگیرنده تفاوت ها و شباهت هاست. به عبارتی علاقه های متنوعی در جامعه وجود دارند. در حالیکه در اجتماع شباهت ها مهمتر از تفاوت هاست.

مقایسه انقلاب اسلامی با دیگر انقلاب ها

  • 20:32

انقلاب اسلامی در ایران در سال ۱۹۷۹ رخ داد و به قدرت رسید. این انقلاب با سایر انقلاب‌ها در جهان در بسیاری از جوانب متفاوت است. در ادامه به برخی از تفاوت‌ها بین انقلاب اسلامی و سایر انقلاب‌ها اشاره خواهم کرد:

۱. انقلاب اسلامی وابسته به دین است: یکی از تفاوت‌های اساسی انقلاب اسلامی با سایر انقلاب‌ها، وابستگی آن به دین اسلام است. این انقلاب بر اساس اصول و ارزش‌های دینی اسلامی بنا شده است و هدف آن برقراری یک نظام اسلامی در ایران بود.

۲. رهبری دینی: انقلاب اسلامی در ایران تحت رهبری یک رهبر دینی، یعنی آیت‌الله خمینی، صورت گرفت. این تفاوت با سایر انقلاب‌ها است که عموماً تحت رهبری سیاسی‌ترین شخصیت‌ها صورت می‌گیرند.

۳. تغییرات اجتماعی و فرهنگی: انقلاب اسلامی در ایران باعث تغییرات عمده‌ای در جوامع ایران شد. این تغییرات شامل تغییرات اجتماعی، فرهنگی و سیاسی بود. برخی از این تغییرات شامل تغییر قوانین و سیاست‌ها، تغییر در نظام تعلیم و تربیت، تغییر در نقش زنان و تغییر در فرهنگ و سبک زندگی بود.

۴. تأثیر بر منطقه: انقلاب اسلامی در ایران تأثیر بسیاری بر منطقه خاورمیانه داشت. این انقلاب باعث تحولات سیاسی و اجتماعی در منطقه شد و تأثیرات آن هنوز هم در جریانات منطقه‌ای قابل مشاهده است.

به طور کلی، انقلاب اسلامی در ایران با سایر انقلاب‌ها در جوانب مختلف متفاوت است. این تفاوت‌ها شامل وابستگی به دین، رهبری دینی، تغییرات اجتماعی و فرهنگی و تأثیر بر منطقه است.

حقوق همبستگی

  • 20:23

حقوق همبستگی به معنای حقوقی است که به همبستگی و تعامل اجتماعی بین افراد اشاره دارد. این حقوق شامل حقوقی است که به افراد اجازه می‌دهد در جامعه با همکاری و همبستگی با دیگران زندگی کنند و در فرآیندهای اجتماعی و اقتصادی شرکت کنند. به عنوان مثال، حق به دست آوردن بهره‌وری از منابع مشترک، حق به دست آوردن حمایت اجتماعی و حق به دست آوردن امکانات عمومی می‌توانند به عنوان حقوق همبستگی محسوب شوند.

حقوق همبستگی مهم برای ایجاد جامعه‌ای عادلانه و پایدار است. این حقوق به افراد اجازه می‌دهد با همکاری و همبستگی با دیگران، مشکلات اجتماعی را حل کنند، منابع را به طور عادلانه تقسیم کنند و به توسعه پایدار و عدالت اجتماعی کمک کنند. همچنین، حقوق همبستگی به افراد اجازه می‌دهد تا در فرآیندهای تصمیم‌گیری اجتماعی شرکت کنند و صدای خود را برای تغییرات اجتماعی بیان کنند.

حقوق اقلیت ها

  • 20:18

حقوق اقلیت‌ها در مفهوم شهروندی به مجموعه حقوق و آزادی‌هایی اشاره دارد که برای اقلیت‌ها در یک جامعه مورد تضمین قرار می‌گیرد. اقلیت‌ها می‌توانند به دلایل مختلفی از جمله نژاد، قومیت، مذهب، زبان، جنسیت، معتقدات سیاسی و فرهنگی متفاوت با اکثریت جامعه باشند.

حقوق اقلیت‌ها در مفهوم شهروندی شامل موارد زیر می‌شود:

1. حقوق فردی: این شامل حقوق اساسی مانند حق زندگی، آزادی، حقوق سیاسی، حقوق اجتماعی و اقتصادی، حقوق فرهنگی و حقوق محیط زیست است. این حقوق برای اقلیت‌ها باید به همان اندازه که برای اکثریت جامعه تضمین شده است، تضمین شود.

2. حقوق فرهنگی: اقلیت‌ها معمولاً فرهنگ، زبان، مذهب و سنت‌های خاص خود را دارند. حقوق فرهنگی شامل حق به تمرکز بر فرهنگ و زبان خود، حق به تعلیم و تربیت در زبان و فرهنگ خود، حق به حفظ و توسعه فرهنگ و هویت خود و حق به دسترسی به منابع فرهنگی است.

3. حقوق سیاسی: اقلیت‌ها باید حق به شرکت در فرایندهای سیاسی و انتخابات را داشته باشند. این شامل حق به رأی‌گیری، حق به شرکت در انتخابات، حق به تشکیل احزاب سیاسی و حق به شرکت در تصمیم‌گیری‌های سیاسی است.

4. حقوق اجتماعی و اقتصادی: اقلیت‌ها باید به طور عادلانه به منابع اقتصادی و اجتماعی دسترسی داشته باشند. این شامل حق به کار، حق به مسکن، حق به آموزش، حق به خدمات بهداشتی و درمانی و حق به توسعه اقتصادی است.

5. حقوق تمایز‌ناپذیری: اقلیت‌ها باید از تبعیض و تمییز بر اساس نژاد، قومیت، مذهب، جنسیت و سایر ویژگی‌های شخصی محافظت شوند. هیچ فردی نباید به دلیل عضویت در یک اقلیت، مورد تبعیض قرار گیرد.

حقوق اقلیت‌ها در مفهوم شهروندی بر اساس اصول حقوق بشر و قوانین ملی و بین‌المللی تضمین می‌شوند. این حقوق برای حفظ تنوع فرهنگی و اجتماعی و ایجاد جامعه‌ای عادلانه و دموکراتیک بسیار اهمیت دارند.

کرامت انسانی و برابری

  • 20:15

کرامت انسانی به معنای ارزش و احترامی است که به هر فرد به خاطر بودن انسانی او تعلق می‌گیرد. این اصل بر این اعتقاد استوار است که هر فرد به عنوان یک انسان، حقوق و ارزشی برابر با دیگران دارد و باید با احترام و عدالت به او رفتار شود. کرامت انسانی شامل حقوق اساسی مانند حق زندگی، آزادی، حقوق سیاسی، حقوق اجتماعی و اقتصادی، حقوق فرهنگی و حقوق محیط زیست است.

برابری نیز به معنای برابر بودن همه افراد در مواجهه با قوانین، حقوق و فرصت‌ها است. این اصل بر این اعتقاد استوار است که هیچ فردی به دلیل جنسیت، نژاد، ملیت، اعتقادات دینی، رنگ پوست، زبان، وضعیت اقتصادی و سایر ویژگی‌های شخصی دیگر نباید مورد تبعیض قرار گیرد و همه باید با احترام و برابری در جامعه زندگی کنند.

کرامت انسانی و برابری از اصول بنیادین حقوق بشر هستند و در بیانیه جهانی حقوق بشر و سایر اسناد بین‌المللی و قوانین ملی بسیاری تأیید شده‌اند. این اصول مبنایی را برای ایجاد جامعه‌ای عادلانه و دموکراتیک فراهم می‌کنند که همه افراد در آن به طور مساوی احترام و حقوق خود را برخوردارند.

حق آزادی بیان، اطلاعات و حریم خصوصی

  • 20:8

حق آزادی بیان، اطلاعات و حریم خصوصی سه حق اساسی هستند که در بسیاری از قوانین و سیستم‌های حقوقی در سراسر جهان تأیید شده‌اند. این حقوق به افراد اجازه می‌دهند تا بدون ترس از تعقیب و تحت هرگونه محدودیتی، از آزادی بیان، اطلاعات و حریم خصوصی خود استفاده کنند.

حق آزادی بیان به افراد اجازه می‌دهد تا نظرات، ایده‌ها و اطلاعات خود را بیان کنند، بدون ترس از سانسور یا تنبیه. این حق شامل حق به دسترسی به اطلاعات و انتشار آنها نیز می‌شود. این حق مهم در حفظ دموکراسی و توسعه جامعه است، زیرا به افراد اجازه می‌دهد تا نظرات خود را بیان کنند و در بحث‌های عمومی شرکت کنند.

حق آزادی اطلاعات به افراد اجازه می‌دهد تا به اطلاعات مختلف دسترسی پیدا کنند و از آنها بهره‌برداری کنند. این شامل حق دسترسی به اطلاعات دولتی، رسانه‌ها، کتابخانه‌ها و منابع عمومی است. این حق مهم است زیرا به افراد امکان می‌دهد تا از اطلاعات لازم برای تصمیم‌گیری‌های خود استفاده کنند و در جامعه اطلاعاتی و آگاهانه شرکت کنند.

حق حریم خصوصی به افراد اجازه می‌دهد تا حقوق خصوصی خود را حفظ کنند و از دخالت دیگران در زندگی شخصی خود جلوگیری کنند. این شامل حفظ حریم خانه، حفظ اطلاعات شخصی، حفظ حریم خصوصی در ارتباطات الکترونیکی و حفظ حریم خصوصی در محیط کار است. این حق مهم است زیرا به افراد اجازه می‌دهد تا از حیات خصوصی خود لذت ببرند و از دسترسی غیرمجاز به اطلاعات شخصی جلوگیری کنند.

این سه حق اساسی، به عنوان پایه‌های حقوق شهروندی، در حفظ آزادی و کرامت انسانی بسیار مهم هستند و در بسیاری از قوانین و سیستم‌های حقوقی در سراسر جهان تأیید شده‌اند.

حق بر دادخواهی عادلانه

  • 20:5

حق بر دادخواهی عادلانه یکی از مبانی حقوق شهروندی است که به هر فرد حق داده می‌شود تا در مواجهه با اتهامات یا اختلافات قانونی، به صورت عادلانه و منصفانه دادخواهی کند. این حق به معنای دسترسی به سیستم قضایی، داشتن وکیل، داشتن فرصتی برای دفاع و ارائه دلایل و شواهد، و دریافت یک روند قضایی منصفانه و عادلانه است.

حق بر دادخواهی عادلانه در بسیاری از سند‌های حقوق بین‌المللی، از جمله اعلامیه جهانی حقوق بشر، قرارداد بین‌المللی حقوق مدنی و سیاسی و قانون اساسی بسیاری از کشورها تأیید شده است. این حق به عنوان یکی از اصول اساسی حقوق بشر، تضمین می‌کند که هر فرد در برابر دادگاهی مستقل و بی‌طرف حق دفاع و دادخواهی عادلانه را داشته باشد.

دادخواهی عادلانه شامل عناصری مانند حق دسترسی به دادگاه، حق به داشتن وکیل، حق به دفاع و ارائه دلایل و شواهد، حق به روند قضایی منصفانه و عادلانه، و حق به تصمیم قضایی منصفانه است. این حق به همه افراد بدون تبعیض و تبعیض نژادی، جنسیتی، مذهبی یا سیاسی تعلق دارد.

به طور خلاصه، حق بر دادخواهی عادلانه به هر فرد اجازه می‌دهد تا در مواجهه با اتهامات و اختلافات قانونی، به صورت عادلانه و منصفانه دادخواهی کند و از حقوق و آزادی‌های خود بهره‌مند شود.

حق بر تابعیت و تشکیل خانواده

  • 20:2

حق بر تابعیت به معنای حقی است که هر فرد برای بهره‌مندی از حقوق و مزایای شهروندی در یک کشور دارد. این حق شامل حقوق و وظایفی است که به شهروندان در یک کشور تعلق می‌گیرد. حق بر تابعیت به افراد اجازه می‌دهد تا به عنوان شهروندان در کشور خود زندگی کنند، از خدمات عمومی بهره‌مند شوند، در انتخابات شرکت کنند و حقوق مدنی و سیاسی دیگری را برخوردار شوند.

تشکیل خانواده نیز به عنوان یکی از مبانی حقوق شهروندی مطرح است. حق تشکیل خانواده به افراد اجازه می‌دهد تا روابط خانوادگی برقرار کنند، ازدواج کنند و فرزندان را تربیت کنند. این حق شامل حق ازدواج، حق بهره‌مندی از حقوق و وظایف والدینی و حقوق فرزندان است.

در بسیاری از کشورها، حقوق تابعیت و تشکیل خانواده به عنوان حقوق اساسی شهروندان تأکید شده است و در قوانین و قوانین اساسی آنها تضمین شده است. این حقوق اساسی برای حفظ حقوق و آزادی‌های فردی و حمایت از تمامیت خانواده و جامعه بسیار اهمیت دارند.

مبانی حقوق شهروندی

  • 20:0

مبانی حقوق شهروندی به مجموعه اصول و قوانینی اطلاق می‌شود که حقوق و تعهدات شهروندان را تعریف و تضمین می‌کند. این مبانی بر اساس اصولی از جمله برابری، آزادی، عدالت، حقوق بشر و قانون‌مندی ساخته شده‌اند. برخی از مبانی حقوق شهروندی عبارتند از:

1. حقوق بشر: این مبنا بر این اصل تأکید دارد که همه انسان‌ها به دلیل بودن انسان حقوق و کرامتی برابر دارند و باید بدون تبعیضی برخورد شوند.

2. برابری: این مبنا بر این اصل تأکید دارد که همه افراد برابر حقوق و تساوی قانونی باید برخورد شوند و هیچ گونه تبعیضی بر اساس جنسیت، نژاد، مذهب و سایر عوامل غیرقانونی قابل قبول نیست.

3. آزادی: این مبنا بر این اصل تأکید دارد که شهروندان حق دارند تا در حدود قانون آزادانه از حقوق و آزادی‌های خود استفاده کنند، از جمله آزادی بیان، آزادی مذهبی، آزادی انتخاب و غیره.

4. عدالت: این مبنا بر این اصل تأکید دارد که همه افراد حق دارند تا به عدالت دست یابند و در برابر قانون برابری و عدالت را تجربه کنند.

5. قانون‌مندی: این مبنا بر این اصل تأکید دارد که هیچ کس، حتی مقامات دولتی، از قوانین و مقررات معمولی مستثنی نیست و همه باید بر اساس قوانین عمل کنند.

این تنها چند نمونه از مبانی حقوق شهروندی هستند و هنوز موارد دیگری نیز وجود دارند که بر اساس اصول و ارزش‌های مشترک جامعه و قوانین تعریف شده‌اند.

مفهوم تنوع فرهنگی در علوم اجتماعی

  • 21:41

مفهوم تنوع فرهنگی در علوم اجتماعی به وجود آمدن وجود گوناگونی از فرهنگ‌ها، اعتقادات، ارزش‌ها، زبان‌ها، رفتارها و سنت‌ها در یک جامعه یا منطقه را توصیف می‌کند. این تنوع فرهنگی می‌تواند ناشی از تاریخچه، جغرافیا، مهاجرت، تبادل فرهنگی و تعاملات بین فرهنگی باشد.

تنوع فرهنگی در جوامع مختلف به عنوان یک منبع غنی و مثبت شناخته می‌شود. این تنوع می‌تواند به توسعه و پیشرفت جوامع کمک کند، زیرا افراد با تجربه و آگاهی از فرهنگ‌های مختلف می‌توانند از دیدگاه‌های متنوع به مسائل نگریسته و راه‌حل‌های خلاقانه‌تری را پیشنهاد دهند.

همچنین، تنوع فرهنگی می‌تواند به تقویت هویت فردی و اجتماعی کمک کند. افراد با تجربه از فرهنگ‌های مختلف می‌توانند هویت خود را بهتر درک کنند و با دیگران در ارتباط باشند. این تعاملات می‌تواند به تقویت همبستگی اجتماعی و افزایش تعاملات مثبت بین افراد و گروه‌ها کمک کند.

با این حال، تنوع فرهنگی همچنین می‌تواند به تنش‌ها و تعارضات فرهنگی منجر شود. اختلافات در ارزش‌ها، باورها و رفتارها می‌تواند به ناهماهنگی و تعارضات در جامعه منجر شود. بنابراین، مدیریت تنوع فرهنگی و ایجاد فضایی برای تعامل و درک متقابل بین فرهنگ‌ها از اهمیت بالایی برخوردار است.

در نهایت، تنوع فرهنگی یک واقعیت اجتماعی است که باید با احترام و توجه به حقوق همه افراد مدیریت شود. ارزش‌گذاری و تقویت تنوع فرهنگی می‌تواند به توسعه پایدار و همبستگی اجتماعی کمک کند.

تعریف هراس اجتماعی

  • 21:23

رفتار جمعی وحشت آلود پریشانی که براثر احساس خطر پدید آید، هراس اجتماعی (social panic) نامیده می شود. هراس اجتماعی تمام ذهن را به سرعت فرامی‌گیرد و شخص را به تلاشهای ناگهانی ناسنجیده برمی انگیزد. نمونه آن رفتار جمعی است که در سینما نشسته اند و ناگهان بر اثر حادثه ای مانند آتش‌سوزی، دیوانه وار یا وحشیانه به درها هجوم می برند.

سازمان و انواع آن

  • 13:46

سازمـــان‌های اجتماعی (social organization) یعنی سازمان‌های وابستة یک جامعه بردو گونه اند:

سازمان رسمــی (formal organization) و ســــازمــــان غیـررســی (informal organization).

سازمان غیر رسمی آن است که براثر گردآمدن خود به خودی انسان ها ایجاد شود و مبتنی بر سلسله مراتب و نقشة قبلی نباشد. سازمان رسمی آن است که مطابق نقشة قبلی به وجود آید و دارای سلسله مراتب معین باشد. گروهی کودک که برای بازی گرد می‌آیند، نمونة سازمـــان غیر رســــــــمی هستند، و مؤسسات اجتماعی (social associations) و شاید نهادهای اجتماعـی (social institutions) از سازمان‌های رسمی به شمار می‌روند.

مؤسسه اجتماعی سازمانی است که کارکرد اجتماعی (social function) معین یعنی یک رشته کنش اجتماعی منظم برعهده دارد. انجمن‌ها و شرکت ها از جمله مؤسسات اجتماعی هستند. نهاد اجتماعی در یک معنی، مؤسسه ای است بسیار پایدار که کارکرد اجتماعی آن برای جامعه بسیار پراهمیت است. سازمان‌های اقتصادی و سیاسی و دینی و خانوادگی از این جمله‌اند.

تعریف جامعه

  • 13:45

گروهی وسیع شامل سازمان های متعدد و مرکب از کثیری زن و مرد و کودک که در طی زمان دراز از اتکای متقابل اجتماعی و نظم گروهی بهره‌مند باشد، جامعه (society) خوانده می‌شود. جامعه ای که وابستة محلی معین و از جامعه‌های دیگر کمابیش بی نیاز باشد، اجتماع (community) نام می‌گیرد.

نمونه های کارکرد سازمان های اجتماعی

  • 13:44

رسم های اجتماعی (social customs) و میثاق هـای اجتماعی (social conventions) و آداب اجتماعــی (social manners) و تشریفـــات اجتماعی (social ceremonies) و شعائر اجتماعــی (social rituals) و مناسک اجتماعـــــــی (social rites) و شیوه‌هـای قومـی (folkways) و سنت های اجتمـاعی ( social traditions) و اخلاق اجتماعــــی (social morals) و قانون‌های اجتماعــی (social laws) و مقــــــررات اجتماعــــی (social regulations) نمونه های کارکرد اجتماعی منظم هستند.

1- رسم اجتماعی کارکرد اجتماعی معینی است که بر اثر تکرار منظم برخی از کنش‌های متقابل اجتماعی فراهم می‌آید و مفید فایده‌ای است.

2- رسمی که با توافق قسمتی از جامعه برقرار گردد، میثاق اجتماعی نام می گیرد.

3- بعضی از رسم‌های اجتماعی که فقط برای خوش آمد دیگران صورت می‌پذیرند، آداب اجتماعی نام دارند.

4- تشریفات اجتماعی رسم‌های مخصوصی هستند که در موارد نادر معینی اجرا می‌شوند.

5- شعائر اجتماعی یا مناسک اجتماعی تشریفاتی هستند دارای قدمت و اهمیت فراوان.

6- شیوه های قومی به رسم های گوناگون کهنی که در زندگی روزانة اکثریت جامعه راه دارند، اطلاق می‌شوند.

7- رسم‌های ریشه دار عمومی که به اقتضای کهنگی خود از حرمت اجتماعی برخوردارند، سنت اجتماعی نام می‌گیرند.

8- اخلاق اجتماعی نام رسمهای اجتماعی مهمی است که جامعه نقض آن ها را سخت ناپسند می‌شمارد.

9- قانون اجتماعی رسمی است که جامعه با خواست و آگاهی به وجود می‌آورد و برای شکنندگان آن کیفرهایی پیش‌بینی می‌کند.

10- مقررات اجتماعی رسم‌های نسبتاً کم اهمیتی هستند که جامعه با خواست و آگاهی برقرار می‌گرداند

اصطلاح طبقه و انواع آن

  • 13:41

از پیوند قشرهای کمابیش مشابه جامعه، واحد بزرگ تری فراهم می‌شود و طبقة اجتماعی (social class) نام می گیرد. طبقة اجتماعی گروه نسبتاً پایداری است که اعضای آن در تولید و بهره برداری از ثروت اجتماعی پایگاهی کمابیش یکسان دارند. برروی هم در هر دوره از زندگی یک جامعه متمدن دو طبقه اصلی می‌توان یافت:

طبقة بهره کش(exploiting class) یا طبقة حاکم (ruling class) یا طبقــــــة تن‌آسان (leisure class) در مقابل طبقـة بهـــره‌ده (exploited class) یا طبقــة رنــــــــج بر (toiling class)

معمولاً دوام نقش هایــی که شخـص بر عهده مــــــــی گیرد، سبب تثبیت پایگاه (status fixing) او می شود.

تحرک اجتماعی و انواع آن

  • 13:39

انتقال شخص از یک پایگاه اجتماعی به پایگاه اجتماعـــی دیگر تحرک اجتماعــی (social mobility) یا انتقال اجتماعی (social shifting) خوانده می‌شود.

تحرک اجتماعی بر دوگونه است:

تحرک افقی (horyzontal mobility) و تحرک عمودی (vertical mobility).

تحرک افقی انتقال از یک پایگاه است به پایگاه دیگر بدون تغییر ارزش اجتماعی. تبدیل یک شغل به شغل مشابه یا تغییر دین یا ملیت نمونه هایی از تحرک افقی هستند.

تحرک عمودی انتقال از یک پایگاه است به یک پایگاه دیگر با تغییر ارزش اجتماعـــی.

در این صورت تحرک عمـــودی دو وجــه دارد:

صعود اجتماعی (social ascending یا (social climbing ) که متضمن ترقی پایگاه است، و

نزول اجتماعی (descending social) یا (social sinking ) که متضمن تنزل پایگاه است.

مهمترین نمونه تحرک عمودی تحرک طبقه ای (class mobility) است. هر کودکی به هنگام زادن ضرورتاً به طبقه ای بستگــی دارد و مطابــق فرهنــگ آن طبقــــه، دارای نوعی‌ آگاهی‌ طبقـــــــه ای (class consciousness) می‌شود و در ایدئولوژی طبقه‌ای (class ideology) خاصی شریک می گردد، و نیز موافق پایگاه اجتماعی طبقه خود، بر امکانات معینی برای کار و کامیابی دست می یابد.

با این همه از بستگی ابتدایی انسان به یک طبقه لازم نمی آید که شخص همواره در طبقه اصلی خود بماند. ممکن است شخص در جریان زندگی از طبقه اصلی خود ببُرد و به طبقه دیگر بپیوندد و به عبارت دیگر، از تحرک طبقه ای سود بجوید.